در خصوص حقوق زمان هخامنشی‌ها ابتدا باید اشاره كرد كه كوروش كبیر مؤسس سلسله هخامنشی محدوده حكومت خود را خیلی بیشتر از سلسله مادها توسعه داد و با فتح تمام آسیای صغیر و بابل و فلسطین و مصر به حكومت سلسله‌های مختلف كوچك پایان داد و امپراتوری وسیعی تشكیل داد كه از رود سند تا دریای مدیترانه و از رود سیحون تا خلیج‌فارس را شامل می‌شد بدیهی است ملل زیادی تحت سیطره كوروش درآمدند ولی سیاست مذهبی كوروش رعایت احوال شخصیه و مذهبی ملل تابعه بود و هیچ وقت نخواست كه مذهب رسمی ایران را به ملل تابعه تحمیل نماید و با قبول نظام‌های حقوقی مجزا و مستقل از یكدیگر برای قسمت‌های مختلف كشور شاهنشاهی ـ به طور كلی تقسیمات كشور و طرز اداره و قضاوت مطابق رسوم و قواعدی بوده كه قبل از كوروش وجود داشته و ملل تابعه نه تنها از حیث حقوق خصوصی بلكه از جهت مقررات حقوق عمومی داخلی و تشكیلات مربوط به آن تابع مقررات مخصوص سابق خود بودند.
داریوش كبیر جانشین كوروش، مجمع‌القوانینی برای تمام مردم آسیای غربی به وجود آورد و قانون دیگری برای مصر فراهم نمود یعنی با تغییراتی در قانون نامه حمورابی و قبول بعضی از مقررات آن، قانون یا كد قانون خود را ترتیب داد و آن را برای مردم آسیای غربی اجباری ساخت البته متصرفات اروپایی هخامنشی و مردم قسمت‌های شمالی و شرقی امپراتوری هم قوانین جداگانه داشته‌اند و اقلیت‌های مذهبی و نژادی در هر جای امپراتوری كه بوده‌اند در روابط بین خود از حقوق خصوصی خود پیروی می‌كرده‌اند مانند یهودی‌ها، در مورد یونانی‌های آسیای صغیر كه خود مختار بودند به فرمان داریوش حكومت‌ها به طریق دموكراسی عمل می‌كردند و تابع حقوق عمومی و خصوصی خود بودند.
سلاطین هخامنشی سلطنت خود را هدیه الهی می‌دانستند كه به شخص شاه اعطاء شده بود.
جامعه ساختار طبقاتی داشت و علاوه بر دادگاه‌های محلی كه زیرنظر ساتراپ‌ها در ایالات مختلف برابر احكام دینی اقدام و به اختلافات مردم رسیدگی می‌كردند و در سرزمین پارس و ماد، رسیدگی به دعاوی بین اقوام آریایی شورای هفت‌نفره به عنوان قضات شاهی وجود داشت كه قاضیان توسط شخص شاهنشاه و برای مادام‌العمر برگزیده می‌شدند و عزل و نصب آنها هم با شخص شاه بود منبع و مستند قضایی شورای 7 نفره قضات شاهی آداب و رسوم قومی پارسها و مادها ـ قوانین و فرمانهای شاهی و احكام قضایی نسل‌های گذشته بود تقریباً مانند آئین دادرسی و منبع حقوقی سیستم قضایی Comon Low فعلی انگلوساكسونها ولی شاه می‌توانست آرای صادره را نقض كند یعنی قوه مجریه و قضائیه از هم جدا نبود .
كوروش كبیر مؤسس سلسله (فوت 529 قبل از میلاد) در سال 538 قبل از میلاد به هنگام فتح بابل اولین اعلامیه حقوق بشر جهان را منتشر نمود از جمله، یهودیانی را كه 70 سال قبل از بیت‌المقدس اسیر شده و به بابل آورده شده بودند آزاد كرد و آنها را به وطن آباء و اجدادی خودشان برگردانید و كلیه اشیاء نفیسی كه از معبد بیت‌المقدس ربوده شده بود به آنها تسلیم نمود و هزینه ساختمان دوباره معبد را هم از خزانه شاهی پرداخت نمود و این عمل موجب شد كه در كتاب عهد عتیق (كتاب عزرا و اشعیا) كوروش به عنوان مسیح و نجات‌دهنده قوم یهود تلقی شود.

داریوش جانشین كوروش (سلطنت 521 ـ 486 ق م.) برخلاف كوروش قوانین خود را در سراسر قلمرو امپراتوری خود از مصر تا هند لازم‌الاتباع اعلام نمود و این قوانین نزدیك 740 سال (از 521 ق‌م تا 218 میلادی) در قلمرو هخامنشیان و جانشینان بعدی آنها لازم‌الاجراء بود اصل تساهل و احترام به ملل متنوع در زمان داریوش هم اجرا می‌شد، داریوش در روزهای معین برای مردم بار عام می‌داد و به داوری می‌نشست و این الگوئی شد برای سیستم قضایی دیوان شاهی كه پس از اسلام هم در ایران رایج شد ـ در ابتدای سلطنت هخامنشی مردم چیزی به نام مالیات به دولت پرداخت نمی‌كردند و هزینه دولت از غنائم جنگی تأمین می‌شد ولی در زمان داریوش انواع مالیات‌های ارضی از نقد و جنسی برقرار گردید و مقامی بنام هارتو harto تعیین شد كه مسئول عمده گردآوری مالیات از ساتراپی‌ها بود كه آن را به مقامی در دولت مركزی بنام HAMAKARA (همه كاره) تحویل می‌داد اوزان و مقادیر هم در سراسر امپراتوری به صورت یكنواخت درآمد و برای اولین‌بار سكه طلا بنام خود ضرب نمود بنام دریك یا دریكوس كه این نام بعد از اسلام بنام درهم واحد پول تلقی شد. برای هر كدام از معماران و كارگران دستمزدی مناسب تعیین شد و برخلاف دیگر اقوام مانند مصر كه با استفاده از بردگان اهرام مصر را می‌ساختند به صاحبان حرف و مشاغل دستمزد می‌پرداخت.
در زمان هخامنشیان، خویشاوندی از سه طریق حاصل می‌شد: 1 ـ نسبی 2ـ سببی و 3 ـ عرفی مانند فرزندخواندگی. در مورد وارثی بودن سلطنت ـ مقرر بود كه جانشین بعدی شاه اولاً پسر باشد ـ ثانیاً فرزند ملكه مقدم بر دیگران است، ثالثاً ارشدِ اولاد جانشین پدر می شد در خصوص حقوق اداری زمان نیز می‌توان گفت. كسانی كه در اداره مملكت با شاه، همراهی می‌كردند به ترتیب اهمیت عبارت بودند: از 1ـ مستخدمین شخص شاه یا درباریان مانند حاجبان ـ خواجه سالارهاـ عرابه‌رانان ـ جامه‌داران ـ كه در نفوذ بر شاه بسیار مؤثر بوده‌اند 2 ـ از جمله آنان فرمانده گارد سلطنتی به نام هزار پت كه ذخایر ارتش تحت مسئولیت او بوده است برخی مؤلفین او را نخست‌وزیر یا وزیر بزرگ نامیده‌اند و او هیچ وقت از شاه جدا نمی‌شد 3 ـ شورای پادشاه كه مركب از 7 نفر بوده‌اند. در صورتی كه شاهان صلاح می‌دیدند بعضی از كارها را به آن شورا ارجاع می‌كردند 4 ـ خزانه‌دارهای ساتراپها ـ چون هخامنشی‌ها ـ چندین پایتخت داشتند شوش و پرسپولیس و احتمالاً همدان اسناد نادر و گرانبهای سلطنتی را در این پایتخت تحت مسئولین خزانه‌دار قرار می‌دادند 5 ـ بایگان‌های سلطنتی در شوش و تخت‌جمشید و بابل وهمدان كه فقط در تخت جمشید سی‌هزار كتیبه گلی از بایگانی آنجا كشف شده و تاكنون تعدادی از آنها خوانده شده است. 6 ـ استخبارات یا اداره اطلاعات كه مأمورانی از حكومت مركزی در ساتراپها مراقب حاكمان محلی بودند و به اصطلاح آن را چشم و گوش شاه می‌شناختند. 7ـ پُست دولتی كه وسیله ارتباط بین نقاط مختلف امپراتوری بوده و در راهها توقفگاه‌هایی وجود داشته كه محل استراحت و تعویض اسب مأمورین پست بوده است.
در برخی مناطق هم با ایجاد تپه‌های مصنوعی و استقرار مأمورین در ارتفاع تپه‌ها با روشن كردن آتش اخبار را از مركز به مناطق یا بالعكس منتقل می‌كردند، از روزگار پادشاهی داریوش فرمانی به جا مانده است كه بنابرآن ساتراپ مصری بایستی خبرگان قوانین و حقوق مصر را به شوش بفرستد تا آنها قانون‌های مصری را كه قبل از تسلط هخامنشی اجراء می‌شدند مدون نمایند ـ پارسها در بابل چنان با اطمینان خاطر می‌زیستند كه برای مثال مردی به نام باگامیری پسر میترادات در سال 429 پیش از میلاد مزارع غله خود را در نزدیكی نی‌پور برای 60 سال به خانواده بازرگانی به نام موراش اجاره داده بود .